start

خوب نمیدونم از کجا شروع کنم...

تا اینجا که 96 گذشت رو بیخیال اما امیدوارم از بقیش بهترین باشه برای هممون....

+از اولین روز 96 تا بحال مستقیما مسیرم ختم میشه به تختم و اتاقم...نمیدونم چه ویروسیه اما خیلی نامرده لعنتی...یه روزشم نزاشت به کار و زندگیم برسم..جز چند تا دور همی که دوسشون داشتم اما انقد حالم بد بود نفهمیدم چجوری گذشت.. باقیش خواب بودم و درگیر قرص و دارو و گوش درد و گلو درد و بدن درد و سر درد  و دکتر...

تازه جذابیتش اینه همه با گذر زمان مریضیشون بهتر میشه من بد تر! دقیقا چند روزه گوش سمت چپم انقدر صدا ها رو اروم میشنوه حس میکنم کر شدم..و دکتر جانمان هم میگن عادیه!

به شدت این نوع شنیداری رو اعصابمه:(


+الان بهترم..


+شب ارزو ها و لحظه تحویل سال برای تکتکتون براورده شدن ارزو هاتون و حال خوبتون خواستم...


+کاش میشد پیجوند و نرفت...شدنش که میشه ...اما ناراحتی مامانه رو باید چی کار کرد! اوف از این مهمونیای مسخره که مهمان هاش رو اعصابتن و دوسشون نداری...



منبع این نوشته : منبع
میشه